تصاویری از ببر و شیر در کنار هم

 

 

 1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در شنبه 27 اسفند1390 ساعت 1:17 قبل از ظهر موضوع | لينک ثابت


پرونده «مرگ ببر روسي» به مجلس رسيد

اگر چه هنوز نتيجه قطعي آزمايشات در خصوص علت مرگ ببر نر سيبري در باغ وحش تهران اعلام نشده است، اما كارشناسان علت مرگ اين ببر روسي را بيماري مشمشه بيان كرده‌اند.

عضو هيات رييسه كميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي از بررسي بيماري و علت مرگ ببر روسي در باغ وحش ارم تهران خبر داد.

حسن تامين ليچايي در گفت‌وگو با ايسنا، گفت: اين موضوع روز سه شنبه در كميسيون بهداشت و درمان بررسي مي‌شود.

براساس اين گزارش، دو ببر «آمور» هشت ماه پيش از روسيه به باغ‌وحش تهران منتقل شد تا با انتقال آنها به ميانكاله نسل ببر مازندران احيا شود. متاسفانه ببر نر روز پنجشنبه بر اثر شيوع يك بيماري علي‌رغم تلاش دامپزشكان در باغ‌وحش تهران تلف شد.

اگر چه هنوز نتيجه قطعي آزمايشات در خصوص علت مرگ ببر نر سيبري در باغ وحش تهران اعلام نشده است، اما كارشناسان علت مرگ اين ببر روسي را بيماري مشمشه بيان كرده‌اند.

براساس اين گزارش، نتايج آزمايشات FIV ببر ماده منفي است و حال ببر ماده سيبري مساعد است.


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در پنجشنبه 23 دی1389 ساعت 7:56 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت


مرگ ببر روسی در پارک ارم و احتمال انتقال بیماری به مردم

اين ببرها كه پس از 52 سال سوم ارديبهشت ماه سال جاري و علي‌رغم انتقاد برخي كارشناسان داخلي، با تاكيد رييس سازمان حفاظت محيط زيست جهت احياي نسل ببر مازندران با موافقت نخست وزير روسيه علي‌رغم فشارهاي رسانه‌اي و گروه‌هاي مردمي اين كشور به ايران آمدند، قرار بود حداكثر يكماه تا آماده شدن زيستگاه خود در ميانكاله مازندران، در باغ وحش تهران نگهداري شوند.
سرانجام سرانجام با گذشت 8 ماه و يك هفته از ورود دو ببر «آمور» به باغ‌وحش تهران كه به گفته كارشناسان نسل آنها نزديك به ببر «مازندران» است، یکی از ببرهای اهدایی روسیه به ایران، به علت بیماری در پارک ارم جان بخت و حال ببر ماده نیر چندان مساعد نیست.

به گزارش تابناک
، کشور روسیه در اردیبهشت ماه امسال، طی یک تفاهمنامه همکاری با ایران، یک جفت ببر سیبری را در مقابل دریافت دو پلنگ ایرانی ماده تحویل سازمان حفاظت محیط زیست ایران داد و در حالی که قرار بود این ببرها برای اجرای "طرح احیای ببر منقرض شده مازندران" در پناهگاه حیات وحش میانکاله در شرایط نیمه اسارت نگهداری شوند، پناهگاه حیات وحش میانکاله، آماده پذیرش ببرها نشد و این ببر ها در پارک ارم نگهداری شدند تا اینکه یکی از آن ها جان باخت و دیگری نیر در وضعیت مناسبی نیست.

در حالي كه قرار بود حداكثر ظرف يكماه اين ببرها به پناهگاه حيات وحش ميانكاله منتقل شوند، سرانجام با عدم تحقق اين امر، تامين بودجه مورد نياز و شيوع يك بيماري همه‌گير، ببر «نر» ساعت 11 روز پنجشنبه تلف شد.

  اين ببرها كه پس از 52 سال سوم ارديبهشت ماه سال جاري و علي‌رغم انتقاد برخي كارشناسان داخلي، با تاكيد رييس سازمان حفاظت محيط زيست جهت احياي نسل ببر مازندران با موافقت نخست وزير روسيه علي‌رغم فشارهاي رسانه‌اي و گروه‌هاي مردمي اين كشور به ايران آمدند، قرار بود حداكثر يكماه تا آماده شدن زيستگاه خود در ميانكاله مازندران، در باغ وحش تهران نگهداري شوند.

اين در حاليست كه با گذشت 8 ماه و يك هفته چشم‌انتظاري ببرها براي تامين اعتبار و انتقال آنها از قفس‌ها به زيستگاه جديد، سرانجام ببر «نر» بر اثر شيوع يك بيماري همه‌گير روز پنجشنبه در باغ وحش تهران علي‌رغم تلاش دامپزشكان براي نجات آن تلف شد. از سوي ديگر از باغ وحش تهران خبر مي‌رسد كه وضعيت ببر ماده نيز مساعد نيست و به طور دايم اين حيوان تحت نظر دامپزشكان است.

شنيده‌ها حاكيست بر اثر يك بيماري همه‌گير در باغ وحش تهران طي چند روز گذشته حداقل 2 قلاده شير بر اثر يك بيماري تنفسي كه منجر به خونريزي از بيني مي‌شود تلف شدند.

گزارش‌هاي دريافتي حاكيست وضعيت ساير شيرهاي باغ وحش تهران نيز وخيم است اما هنوز علت اين بيماري و راه مقابله با آن مشخص نشده است.

آنطوري كه دكتر محمدباقر صدوق، معاون محيط طبيعي و تنوع‌زيستي سازمان حفاظت محيط زيست گفته است بررسي‌هاي اوليه نشان مي‌دهد علت مرگ اين ببر شيوع بيماري «مشمشه» در باغ وحش ارم تهران بوده است.

به گزارش ايسنا، هرچند مهندس ضيايي، استاد دانشگاه و مشاور معاونت طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست كه مسوول احياي نسل ببرهاي ايراني نيز هست گفته است نتايج نهايي علت مرگ ببر روسي شنبه رسما اعلام مي‌شود و در حال حاضر به طور قطع نمي‌توان علت مرگ اين حيوان را اعلام كرد.

اما اگر مرگ شيرها و ببر باغ وحش تهران بر اثر بيماري «مشمشه» تاييد شود مسوولان دامپزشكي با توجه به اين كه اين بيماري قابل انتقال به انسان است بايد در اسرع وقت نسبت به پلمپ باغ‌وحش تهران اقدام كنند.

هرچند به نظر مي‌رسد مسوولان دامپزشكي حتي با توجه به نتايج اوليه آزمايشات بايد از همان روز پنجشنبه باغ‌وحش تهران را براي جلوگيري از احتمال انتقال اين بيماري به انسان پلمپ مي‌كردند.

هم‌اكنون تيم دامپزشكي و كارشناسان نيز در حال استفاده از قرص‌هاي پيشگيري از انتقال اين بيماري هستند.

اما پلنگ‌هاي ايراني كه در زمان ورود ببرهاي روسي با يك هواپيماي اختصاصي روسي به مركز تحقيقات «سوچي» منتقل شدند در سلامت كامل به سر مي‌برند و نخست وزير روسيه چندين بار تا كنون از آنها شخصا بازديد كرده است.

مهندس ضيائي، مدير پروژه احياي ببر ايراني پيشتر به ايسنا گفته بود كه نقشه‌ها و طراحي محل جديد انتقال ببرها به ميانكاله صورت گرفته اما به دليل تامين نشدن اعتبار مورد نياز اين پروژه همچنان متوقف است.

شواهد حاكيست آخرين ببر ايران در پارك ملي گلستان در سال 1337 شكار شد و پس از آن ديگر خبري از ببر در ايران نبود. اما پيش از اين ببر ايراني در منطقه مازندران و در جنگل‌هاي هيركاني (جنگل‌هاي مازندران و گيلان تا منطقه سرخس) پراكندگي داشته و جمعيت آن بسيار زياد بوده است به شكلي كه ظل السطان در كتاب تاريخ مسعودي مي‌نويسد در برنامه شكاري كه در ميانكاله داشتم 35 ببر شكار كردم.

به گفته كارشناسان در پي نابودي ببر مازندران، تلاش‌هاي زيادي براي يافتن ردپاي اين ببر در كشور انجام شد و پس از سالها كارشناسان به اين نتيجه رسيدند كه نسل ببر مازندران نيز مانند شير ايراني منقرض شده است.

بررسي‌هاي انجام شده بر روي DNA نمونه‌هاي پوست ببر مازندران كه در موزه‌هاي مختلف نگهداري مي‌شود نشان داد كه ببر ايراني با ببر آمور (ببر سيبري) از نظر ژنتيكي تفاوت چنداني ندارد تا اين كه چندي پيش وزير محيط زيست روسيه كه در راس هياتي با مسوولان سازمان حفاظت محيط زيست ايران ملاقات كرد و خواستار دريافت دو قلاده پلنگ ايراني و احياي نسل اين حيوان در كشور روسيه شد. در اين حال مسوولان ايراني كه مدت‌ها به دنبال گرفتن ببر مازندران بودند به شرط تحويل دو قلاده ببر توسط روسيه موافقت كردند دو پلنگ ايراني را به اين كشور بفرستند.

موضوعي كه به گفته رييس سازمان حفاظت محيط زيست، موافقت با آن در روسيه با چالش‌هاي زيادي مواجه بود به شكلي كه نخست وزير روسيه براي اين تبادل تحت فشار رسانه‌ها و گروه‌هاي مردمي روسيه قرار گرفته بود اما در نهايت با پيشنهاد ايران موافقت كرد و سرانجام عصر جمعه دو ببر سيبري پس از چند بار تغيير ساعت پرواز در فرودگاه مهرآباد تهران با يك هواپيماي اختصاصي به كشور آمدند.

گفتني است مشخصات ببر ايراني يا ببر مازندران با نام علمي (Panthera tigris virgata) به اين شرح است:

رنگ پشت و پهلوي ببر ايراني زرد متمايل به نارنجي با نوارهاي باريک و قهوه اي مي باشد و زير بدن يعني شکم و سينه سفيد رنگ است. پشت گوش ها سياه بوده لکه سفيدي در وسطش ديده مي شود. از ببر ايران که زيستگاه اصلي‌اش دامنه شمالي رشته کوه البرز بوده است با نام ببر خزر يا ببر مازندران در سفرنامه‌ها و کتب تاريخي و ادبي ياد شده است.

ببر ايراني شباهت زيادي به پسر عموي بنگالي خود دارد ولي نوارهاي قهوه‌اي دور بدنش يه پهني نوارهاي ببر بنگال نيست (البته تعداد نوارها در ببر ايراني بيشتر است) همچنين رنگ پهلوها در ببر ايراني تيره‌تر (قهوه‌اي‌تر) است.

موهاي بدن ببر مازندران بخصوص در زمستان رشد زيادي دارد و موهاي صورت او مانند ببر سوماترا بلند است. طول بدن ببر مازندران 140 تا 280 سانتيمتر است و اندازه دم اين حيوان بين 60 تا 90 سانتيمتر است. (دو گزارش هم درباره اندازه ببر ايراني وجود دارد يکي از منطقه لنکران که طول بدن اين حيوان را 259 و 5/289 سانتيمتر ذکر شده است)

غذاي ببر خزر گراز، مرال، گوزن زرد، گراز، شوکا، گربه وحشي، خرگوش، پرندگان و خزندگان و در مواقع گرسنگي و عدم دسترسي به شکار طبيعي گاو و گاوميش اهلي بوده است.

بچه‌هاي اين ببر در 4 سالگي بالغ مي‌شوند (طول عمر ببر در اسارت 30 سال است)

اما بيماري مشمشه چيست؟

بر اساس اطلاعات پايگاه اطلاع‌رساني سازمان دامپزشکي کشور مشمشه يكي از بيماريهاي باكتريايي مسري خطرناك است كه اغلب سبب ابتلاء تك سمي‌ها مي‌گردد. بيماري بشدت كشنده بوده و از اهميت بالايي در جمعيت‌هاي اسب برخوردار است.

اين بيماري از جمله بيماري‌هاي مهم مشترك بين انسان و دام است.

عامل بيماري:

عامل بيماري باكتري گرم منفي غير متحرك فاقد كپسول و غير هاگزا بنام پزودومناس مالئي ( Pseudomonas mallei ) است كه بعضاً در مراجع جديد به نام بورخولدريا مالئي ( Burkholderia mallei ) نيز ناميده شده است.

اپيدميولوژي:

پزودومناس مالئي يك انگل اجباري بوده كه بسهولت توسط نور، حرارت و ضدعفوني كننده‌هاي معمولي از بين ميرود و بنظر نمي‌رسد در يك محيط آلوده بيش از شش هفته باقي بماند. اسب‌ها، قاطرها و الاغها از گونه‌هاي معمول درگير مي‌باشند.

حيواناتي كه از تغذيه بدي برخوردارند و يا در محيط نامطلوب نگهداري مي‌شوند از حساسيت بيشتري برخوردارند.

انسان نيز در زمره جانداران حساس به اين عامل عفوني است كه معمولاً بيماري منجر به مرگ مي‌شود. حيوانات آلوده و يا حامليني كه در ظاهر سالم بوده واز بيماري جان سالم بدر برده‌اند عمده‌ترين منابع عفونت بشمار مي‌آيند.

نحوه انتشار آلودگي بدان صورت است كه آسيب‌ها و ضايعات ريوي (آبسه مانند ) پاره شده و عامل بيماري به درون برونشيول‌ها راه يافته و موجب عفوني شدن مجاري تنفسي فوقاني مي‌گردد كه در نتيجه سبب دفع ارگانيسم از بيني ودهان خواهد شد.

انتشار بيماري اغلب از طريق بلع مواد غذائي آلوده با منشا ذكر شده اتفاق مي‌افتد كه در اين زمينه آبشخورهاي مشترك (آلوده) نقش بسزايي خواهند داشت.

تماس مستقيم پوست با پوست آلوده و وسايل تيمار (مانند غشو) اگر چه مي‌تواند خطر آفرين باشد ليكن بندرت ايجاد بيماري پيشرونده مي‌نمايد . همچنين انتشار بيماري از طريق استنشاقي نيز ميتواند اتفاق بيافتد اما اين شكل آلودگي احتمالاً تحت شرايط طبيعي نادر مي‌باشد.

مشمشه هم‌اكنون از كشورهائي همانند آمريكاي شمالي ريشه كن شده است اما مناطقي از جهان منجمله آسياي صغير، آسيا و آفريقا همچنان آلوده هستند. از آنجا كه اخيراً پرورش و نگهداري اسب بويژه بصورت متراكم در حال رشد مي باشد و جابجائي دامها در اين شرايط بيش از گذشته و به مقاصد مختلف صورت مي‌گيرد، بروز و شيوع بيماري مشمشه در اين جمعيت‌ها دور از انتظار نيست. در تحت چنين شرايطي ميزان مرگ ومير بسيار بالا خواهد رفت و در تعداد كمي از حيوانات كه بظاهر بهبود مي يابند (حاملين) بيماري ابقاء مي‌يابد و بندرت ممكن است حيوانات بطور كامل بهبود يابند.

گوشتخواراني همانند شير ممكن است با خوردن گوشت آلوده به بيماري مبتلا شوند. همچنين آلودگي در گوسفند و بز نيز ديده شده است. با وجودي كه انسانها به بيماري خيلي حساس نيستند اما از طريق جراحات پوستي ممكن است به بيماري، به شكل گرانولوماتوز و پيمي مبتلا شوند. مرگ ومير موردي از ميزان بالائي برخوردار است.

بطور كلي اسبدارها كه در ارتباط مستقيم و تنگاتنگ با اسب‌ها هستند و بويژه دامپزشكاني كه بدون دقت عمل لازمه اقدام به كالبد گشائي حيوانات آلوده مي‌كنند در معرض خطر قرار دارند.

پاتوژنز:

هجوم و حمله جرم اغلب از طريق ديواره روده اتفاق افتاده و در نتيجه آن يا بصورت سپتي سمي ( شكل حاد بيماري ) و يا بصورت باكتريمي ( شكل مزمن بيماري ) اتفاق مي‌افتد . عامل بيماري همواره در ريه موضعي شده اما پوست ومخاط بيني نيز در زمره مواضع معمول قرار دارند . ساير احشاء نيز ممكن است محل تشكيل ندولهاي تيپيك گردند.

علائمي كه در مرحله پاياني بيماري ديده مي‌شود، عمدتاً مربوط به برونكو پنومونيا بوده ومرگ در موارد تيپيك بيماري بسبب آنوكسي آنوكسيا پيش مي آيد .


تشخيص:

قطعي‌ترين راه تشخيص هر بيماري جدا سازي عامل بيماري مي‌باشد . در شكل حاد بيماري مشمشه جداسازي پزودو مناس مالئي از بافتهاي آلوده چندان مشكل نمي‌باشد . اين باكتري از رشد نسبتاً آهسته و خوبي بر روي اكثر محيط‌هاي كشت آزمايشگاهي برخوردار است كه مي‌توان سرعت رشد آن را با افزودن گليسرول و خون دفيبرينه اسب به محيط افزايش داد. در صورت استفاده از محيط كشت بلاد آگار بعد از دو روز كلني هائي بشكل مدور ؛ كوچك و برنگ قهوه اي خاكستري ايجاد خواهد شد.

پزودومناس مالئي، باكتري گرم منفي فاقد حركت و از نظر فعاليتهاي بيو شيميائي بسيار ضعيف مي‌باشد كه همين ويژگيها آن را از پزودومناس پزودومالئي عامل مليوئيدوز تفريق مي‌نمايد.

جداسازي جرم از مواردي كه درگير شكلهاي مزمن و مخفي مشمشه مي‌باشند بسادگي ميسر نبوده و در چنين حالاتي مي‌بايست از تستهائي همانند تستهاي آلرژيك بمنظور تشخيص بهره جست. مهمترين و اصلي‌ترين روش تشخيص بيماري، تست آلرژيك با تزريق بين جلدي در پلك پائين با مايه مالئين است.

تست ذكر شده از حساسيت و ويژگي نسبتاً بالائي برخوردار است . مايه مالئين مورد استفاده از پادگني كه از كشت باكتري مشمشه در محيط بويون گليسرينه بدست مي‌آيد گرفته مي‌شود كه تزريق درحيوان سالم بي‌ضرر بوده ولي در حيوانات آلوده ( راكتور ) سبب تورم و ترشح چرك از گوشه چشم مي‌گردد.

مقدار مصرف آن 1/0 ميلي‌ليتر بوده كه از محلول رقيق شده آن با آب فنيكه پنج در هزار كه در اين حالت بنام مالئين فنيكه گفته ميشود استفاده ميگردد. بمنظور انجام تست بعد از مقيد كردن تك سمي بطريق لواشه زدن لب بالا و يا گوش با يك دست پلك پائين را در بين انگشتان شصت و سبابه ثابت نموده و مشابه تزريق بين جلدي توبركولين تزريق انجام خواهد گرفت.

توجه : بايد توصيه گردد متعاقب تزريق مالئين از هر گونه تمرينهاي آموزشي استرس‌زا جداً خودداري گردد. زمان قرائت 48 ساعت پس از تزريق مي‌باشد هرچند در مواردي ممكن است واكنش مثبت حتي در كمتر از 48 ساعت مشاهده گردد. تست و قرائت بايد در روز و و در مجاور نور كافي و هواي روشن انجام گيرد و زمان قرائت از 48? ساعت تجاوز ننمايد . تست به جز در مواقع اضطراري در فضاي سرپوشيده انجام گرفته و دام تا زمان قرائت تحت آن شرايط نگهداري گردد .

كنترل :

متاسفانه اين بيماري واكسن و روش پيشگيري از طريق ايمن‌سازي ندارد و اهم روش‌هاي كنترل بيماري عبارتند از: رعايت شرايط قرنطينه‌اي كامل و پيشگيري از هر گونه تردد دام . منظور از دام، دامي است كه وضعيت آن از نظر سلامتي دقيقاً مشخص نيست. شايان ذكر است كه هم‌اكنون تمامي اسب‌هائي كه توسط كارشناسان سازمان دامپزشكي كشور مورد تست مالئين قرار گرفته‌اند واجد برگه گواهي سلامت مدت دار هستند كه در آن وضعيت سلامتي دام كاملاً مشخص شده است.

انجام تست مالئين بصورت مداوم بفاصله هر ? هفته تا هنگامي كه جمعيت مورد نظر در ? تست متوالي هيچگونه موردي از راكسيون مثبت ويا مشكوك نداشته باشد . جداسازي و اعدام هرچه سريعتر دامهاي رآكتور كه بدين منظوراقدامات بهداشتي زير بايد متعاقب تشخيص دام رآكتور انجام گيرد:

1 - وسايل انفرادي و تيمار دام مبتلا بطوركلي سوزانده و معدوم شود .

2 - جايگاه اسب با مواد ضد عفوني كننده ( مناسبترين ضد عفوني كننده سود سوز آور مي باشد ) پس از سوزاندن و دفن بهداشتي فضولات و كود ؛ گند زدائي شده و حد اقل بمدت ? هفته مورد استفاده قرار نگيرد.

3 - معدوم كردن اسب آلوده با توجه به خطرات احتمالي؛ به گونه اي انجام پذيرد كه تماس با دام به حداقل ممكن برسد .

4 - محل دفن لاشه بايد قبل از معدوم كردن دام آلوده آماده شده باشد ؛ اين محل بايد بدوراز كانال آب، چشمه ، قنات و ساير مسيرهاي عمومي باشد


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در پنجشنبه 23 دی1389 ساعت 12:46 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت


احیای ببر مازندران حقیقت یا خیال؟

با دو قلاده ببر، نسل این گونه احیا نمی‌شود

حمید میرزاده

بحث بر سر تبادل ببر و پلنگ بین روسیه و ایران یکی از خبرسازترین رخدادهای حیات وحش ایران در زمستان 88 بود. پس از این ماجرا، زمزمه‌های قوت گرفتن مذاکرات قدیمی ایران و هند در مورد تبادل شیر و یوزپلنگ هم به گوش می‌رسید. فارغ از مسایل سیاسی مرتبط با این گونه مذاکرات، نظرات کارشناسی متعددی نیز درباره تبادل گربه سانان بین ایران و روسیه از زبان کارشناسان ایرانی در رسانه‌های خبری منتشر شد. اهمیت بالای موضوع تبادل گربه سانان، ما را بر آن داشت تا نظر کارشناسی «اورس برایتن موزر» (Urs Breitenmoser ) رییس کارگروه ویژه گربه سانان IUCN را جویا شویم. موزر، یکی از متخصصان برجسته در زمینه گربه سانان است که یکبار در سال 1387 نیز برای ارزیابی پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی به ایران سفر کرده است. او معتقد است تنها با دو قلاده ببر نمی‌توان نسل این گربه سان را در ایران احیا کرد.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در یکشنبه 5 اردیبهشت1389 ساعت 0:52 قبل از ظهر موضوع احیای ببر مازندران حقیقت یا خیال؟ | لينک ثابت


ببر مازندارن وارد می‌شود

جام جم آنلاین: رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: ایران و روسیه جمعه آینده در مراسمی ویژه و با حضور دو جانورشناس برتر دو کشور، یک قلاده یوزپلنگ آسیایی را با یک قلاده ببر مازندان، در ایران مبادله می کنند.

به گزارش واحد مرکزی خبر محمد جواد محمدی زاده در نشست خبری افزود: همکاری با روسیه با هدف احیای دوباره ببر مازندران در زیستگاه اصلی خودش یعنی میانکاله مازندران و حاصل مطالعات دقیق علمی چند ماهه، با حضور جانورشناسان و دانشمندان است.

وی گفت: اداره طرح احیای ببر مازندران در میانکاله، به مدت پنج سال، برعهده روس ها گذاشته می شود و ایران هم در مقابل، مسئولیت پنج ساله طرح احیای یوزپلنگ اسیائی را در روسیه برعهده می گیرد.

محمدی زاده افزود: در نظر داریم، طرح احیای شیر را نیز در ایران اجرا کنیم.


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در سه شنبه 31 فروردین1389 ساعت 0:50 قبل از ظهر موضوع | لينک ثابت


جرقه های اتصال

قابل توجه عزیزانی که به خواندن شعر علاقه مند هستند پست جدیدی با نام (جرقه های اتصال) در وبلاگ قرار گرفته است که مجموعه ای از اشعار مختلف می باشد.لطفا در بهتر شدن آن من را از کمک ها و نظرات پر ارزشتان محروم نکنید.


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در یکشنبه 7 مهر1387 ساعت 5:55 بعد از ظهر موضوع جرقه های اتصال | لينک ثابت


عكس هايي زيبا از ببر و شير

 

1 2 3
4 5 6
7 8 9
10 11 12


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در یکشنبه 13 مرداد1387 ساعت 6:7 بعد از ظهر موضوع تصاویر زیبا از ببر و شیر | لينک ثابت


اطلاعاتی مختصر اما مفید در مورد شیرها

شير نر= در هر گله شير 2 تا 4 شير نر وجود دارد.اين شيرها از ورود ديگر شيرها به قلمروشان جلوگيري مي كنند.شير نر تنها گربه بزرگي است كه گردن و سينه اش از يال پوشيده شده است.شير نر با داشتن يال بلندش،بزرگ تر به نظر مي رسد و اين باعث وحشت دشمنانش شده وضمنا يال باعث ميشود كه شير در موقع جنگ كمتر آسيب ببيند.

شيرهاي نر تنبل هستند،آنها تنها جفت گيري كرده و بر قلمروشان نظارت مي كنند و بيشتر طول روز را مشغول استراحت هستند و به ندرت اقدام به شكار مي کنند.آنها براي ارتباط برقرار كردن با ساير اعضاي گله غرش مي كنند كه صداي آن تا دوردست ها شنيده مي شود.صداي شير از ديگر گربه سانان بلندتر است.شيرها  بزرگ ترين و قوي ترين گربه هاي ساكن آفريقا هستند.

وظيفه شير نر محافظت از گله در برابر متجاوزان است.هرگاه 2 شير نر با هم بجنگند،برنده  رئيس گله خواهد بود.شير نر با چنگ كشيدن روي درخت و جاي گذاشتن بوي قوي از خود قلمرواش را علامت گذاري ميكند و معمولا در بازگشت درخت ها را دوباره بو مي كند تا مطمئن شود اثر بو هنوز باقي مانده است.

شير ماده =وظيفه شكار بر عهده شيرهاي ماده بخصوص شيرهاي ماده كوچكتري است كه جفت نر ندارند.شيرها چون به صورت جمعي زندگي مي كنند،هنگام حمله معمولا طعمه را محاصره كرده و راه فرار را بر او مي بندند.اين شيرها معمولا حيوانات بزرگتر از خودشان را شكار مي كنند.

اگرچه وظيفه شكار بر عهده شيرهاي ماده است اما شيرهاي نر اول غذا مي خورند،همچنين شير ماده در پرورش توله ها از كمك شير نر محروم است و به تنهايي توله ها را بزرگ مي كند.جمعيت هر گله به 30 قلاده شير مي رسد.


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در جمعه 14 تیر1387 ساعت 6:44 بعد از ظهر موضوع اطلاعاتی مختصر اما مفید در مورد شیرها | لينک ثابت


پروژه تربیت گوزن زرد ایرانی در کرمانشاه اجرا می شود.

مدیر کلمحيط زيست استان كرمانشاه گفت:به منظور تكثير و حفظ نسل گونه گوزن زرد ايراني،در يكي از مناطق حفاظت شده استان كرمانشاه كار پرورش اين گونه جانوري با ارزش را انجام خواهيم داد.حميد رضا صمدزاده در گفتگو با ايرنا اين كار را در راستاي برنامه هاي مطالعاتي،تحقيقاتي و اجرايي اين سازمان توصيف كرد و افزود:مقدمات اين پروژه مانند فنس كشي در هشت هكتار از مناطق حفاظت شده استان توسط اين اداره فراهم شده و ساير امور در اين خصوص را به بخش خصوصي واگذار خواهيم كرد.

وي در خصوص تنوع حيات وحش استان كرمانشاه گفت:در زيستگاه هاي استان كرمانشاه 45 گونه پستاندار،180 گونه پرنده،33 گونه ماهي،و33 گونه خزنده زندگي مي كنند كه بعضي از اين گونه ها مانند سوسمار عجيب كرمانشاهي از نوع كمياب يا منحصر به فرد مي باشند.وي همچنين افزود از هشت هزار گونه گياهي در كشور،يك هزار و 200 گونه آن در كرمانشاه وجود دارد.(به نقل از روزنامه باختر)

 


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در چهارشنبه 1 خرداد1387 ساعت 3:5 بعد از ظهر موضوع پروژه تربیت گوزن زرد ایرانی در کرمانشاه اجرا میشود | لينک ثابت


نازک آرای تن ساق گلی که به جانش کشتم و به جان دادمش آبُ ای دریغا به برم می شکند.

گناهش چه بود؟


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت 10:16 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت


تصاویری زیبا از ببر و شیر تقدیم به شما

tigerlion 

برای دیدن باقی عکس ها به جدول زیر مراجعه کنید :

 
1 2 3
4 5 6
7 8 9
10 11 12


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در جمعه 7 دی1386 ساعت 7:48 بعد از ظهر موضوع تصاویر زیبا از ببر و شیر | لينک ثابت


مطالبی مفید با موضوع پراکندگی ها ویژگی ها و توانایی ببرها بویژه ببر مازندران

به طور کلی از ببر 8 زیرگونه وجود دارد که عبارتند از:

1-ببر سیبری 2-ببر بنگال 3-ببر مازندران 4-ببرچین 5-ببر هند و چین 6-ببر جاوه 7-ببر سوماترا 8-ببر بالی که ببرهای سیبری اجداد هفت زیرگونه  دیگر میباشند.

ببرها به طور کلی در نیزارها-بوته زارها و جنگل ها زندگی می کنند و در حال حاضر ببرهای جهان در زیست گاههای متنوعی قرار دارند.آنها از مناطق سرد شمالی در سیبری تا مناطق گرمسیری جنوبی در هند و جاوه پراکنده اند و نکته جالب در مورد ببر اینست که این گربه های بزرگ را تنها در آسیا می توان مشاهده کرد.

دو گونه زیبا و باشکوه از ببرها ببرهای سیبری و بنگال هستند.ببر سیبری بزرگترین گربه سان کره زمین است که از ببر بنگال بزرگتر و قوی تر است و پوست ضخیمی دارد که از او در برابر سرمای شدید محافظت می کند.

با توصیف ویژگی های این دو نوع ازببرها(ببر سیبری و ببر بنگال) بهتر می توانیم خصوصیات ببر مازندران را بشناسیم.می توان گفت ببر مازندران به لحاظ خصوصیات ظاهریش بین دو ببر سیبری و بنگال قرار می گیرد.اندازه و وزن ببر مازندران از ببر سیبری کوچکتر و از ببر بنگال بزرگتر بوده

و پوست بدنش از ببر سیبری نازک تر و از ببر بنگال ضخیم تر بوده است.

در واقع ببر مازندران بعد از ببر سیبری بزرگترین ببر روی کره زمین بوده است حالا خودتان تصور کنید و ببینید که ما چه موجود با شکوهی را از دست داده ایم.واقعیت این است که هر چه اطلاعات ما از ببر زیبای مازندران بیشتر باشد بخاطر از دست دادن آن تاسف بیشتری می خوریم.

به نوشته بعضی از جراید تا قرن هفدهم تنها آشنایی غربی ها با ببرها از طریق ببر مازندران بوده است و در

آن زمان اطلاعات چندانی در مورد ببرهای شرقی در دست نبوده است و ببر خزر به عنوان ببری زیبا و قوی شناخته می شده است.در زمان های خیلی دور هم رومیان باستان در جنگ گلادیاتورها از ببر خزر و شیر پارسی استفاده می کرده اند.استاد بزرگ عالم هنر شکسپیر در یکی از آثار خود بنام مکبث از ببر مازندران سخن گغته است.

ببرها می توانند به خوبی بپرند به طوری که قادرند با یک پرش خود را به بالای اتوبوس یا شاخه درخت برسانند.ببرها برخلاف بساری از گربه سانان شناگران ورزیده ای هستند و بر اساس شواهد باقی مانده ببر

مازندران شناگر خوب و قابلی بوده است.ببر می تواند فقط با یک گاز از گلو یا پشت گردن گوزن او را از پای درآورد.

پنجه های ببر چنان قدرتی دارند که می توانند شکار را با یک ضربه محکم به زمین بیندازند.ببرها چنگال هایشان را در مواقعی که برایشان کاربردی ندارند به داخل جمع می کنند.ببر بزرگترین عضو خانواده گربه سانان است.آنها در کنار رودخانه هایی که اطرافشان دارای علفزارهای بلندی است زندگی می کنند تا

بتوانند در میان علف ها پنهان شوند.آنها معمولا در تاریکی شب به شکار می روند.

عمر ببرها در محیط طبیعی در حدود 15 سال و در باغ وحش حدودا 20 سال می باشد.


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در جمعه 9 آذر1386 ساعت 1:37 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت


مطالب مفیدی در مورد ببرها بویژه ببر مازندران(حتما بخوانید)

۱:مشخصات ببر

اندازه بدن:طول بدن ببرهاي بزرگ از نوک بيني تا دمشان حدودا ۳متر است(به اين اندازه يک متر دم را هم اضافه کنبد).ببر مازندران:نر=۲۹۵۰-۲۷۰۰ميليمتر و ماده۲۶۰۰-۲۴۰۰ميليمتر بوده است.

وزن بدن:ببرها سنگين ترين گربه سانان هستند.وزن ببر سيبري در حدود سه برابر وزن انسان است. ببرمازندران:نر=۲۴۰-۱۷۰کيلو و ماده ۱۳۵-۸۵کيلو بوده است.

پوست بدن:پوست بدن ببرها راه راه است و به همين دليل به خوبي مي توانند خود را استتار کنند زيرا مي توانند با گياهان جنگل هم رنگ شوند.ببر مازندران:رنگ ببر مازندران از ببر بنگال روشن تر و تا اندازه اي نارنجي مايل به قرمز و نوارهاي عرضي آن(خط هاي سياه روي بدن ببر) باريک تر و منظم تر و به تعداد بيشتر بوده است.

غذاي ببر:غذاي اصلي ببرها گوزن-بز کوهي و گراز ميباشد اما در موافعي که خيلي گرسنه باشند به گاوها-گاوميش هاي اهلي-بچه فيل و بچه کرگدن وحتي انسان هم حمله مي کنند.غذاي ببرمازندران:مارال-گراز-شوکا-خرگوش-گربه وحشي-بعضي پرندگان و به هنگام گرسنگي گاو و گاوميش اهلي بوده است.

ببرها در بين گربه سانان بزرگ ترين دندان ها را دارا ميباشند که طول دندان هاي بزرگ آنها به اندازه انگشت دست يک انسان مي باشد.ببرها بر خلاف گربه سانان ديگر شناگران ورزيده اي هستند و به خوبي در آب شنا مي کنند آنها همچنين توانايي بالا رفتن از درخت را دارند. ببر در اصل يک حيوان سردسيري است و تحمل هواي گرم را ندارد.
در مجموع باید اذعان داشت که ببر از بزرگترین-درنده ترین و سنگین ترین پستاندار گوشتخوار کره زمین است
.


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در چهارشنبه 7 آذر1386 ساعت 8:3 بعد از ظهر موضوع مطالبی مفید در مورد ببرها بویژه ببر مازندران | لينک ثابت


ببر مازندران و شیر پارسی

                                               ((به نام خدا))

ایران ما کشوری است که به لحاظ تنوع در گونه های مختلف گیاهی و جانوری در وضعیت بسیار خوبی قرار داشته و هم اکنون هم می توان گفت تا حدودی در وضعیت خوبی قرار دارد.متاسفانه عدم مراقبت صحیح از این گونه های با ارزش جانوری وگیاهی موجب شده است تا بسیاری از نادرترین حیوانات و جانوران وگیاهان در کشور منقرض گردند و بسیاری دیگر نیز در معرض خطر نابودی قرار گرفته اند

اما چیزی که بیش از همه باعث ناراحتی این عبد حقیر گردیده است نابودی و انقراض دو گونه از گربه سانان بزرگ " نادر" زیبا و با شکوه ایران زمین است :::::1-ببر مازندران  2-شیر پارسی

1- ببر مازندران: عدم مراقبت صحیح و مناسب " از بین رفتن چراگاه" از بین رفتن طعمه"و شکار بی رویه باعث شده است تا این حیوان پر شکوه که بعد از ببر سیبری بزرگترین و پرهیبت ترین گربه سان جهان بوده است منقرض گردد.اما موضوعی که روزنه امیدی را در این زمینه برای ما باقی می گذارد این است که هنوز به صورت صد در صد انقراض ببر مازندران تایید نشده است. هر چند آخرین باری که ببر مازندران مشاهده شده است مربوط است به چیزی در حدود 53 سال پیش که آنهم توسط یک شکارچی محلی کشته شده و پوست آن هنوز موجود است   .

مسئله حائز اهمیت این است که هنوز تلاش وسیعی برای یافتن ببر مازندران صورت نگرفته است و باید جستجو و تلاش خیلی جدی تری برای یافتن این موهبتی که خداوند زمانی در اختیار مردم ایران قرار داده بود به عمل آید.

ممکن است در هنگام  جستجو برای یافتن این حیوان نادر و باشکوه او را در یکی از مناطق جغرافیای طبیعی شمال کشور پیدا کنیم. وقتی به آن لحظه فکر می کنم" از این که در خانه نشسته ام و هیچ کاری انجام نمی دهم غمگین و شرمنده هستم

علاوه برداشتن امید به یافتن ببر مازندران در داخل کشور در خارج از کشور نیز امیدهایی برای یافتن آن هست

بر اساس برخی از گزارش ها چند عدد ببر مازندران در باغ وحش های خارج از کشور با همان غرور و شکوه گذشته وجود دارند.(باغ وحش آکسبورگ آلمان و کالیفرنیای آمریکا) به خصوص باغ وحش کالیفرنیای آمریکا که این ببر را با قید نام و زیست بوم آن نگه داری می کنند. این ببرها در زمان حکومت قاجارها به آمریکا منتقل شده اند و می توان دوباره آن ها را به ایران بازگرداند.

2- شیر ایرانی یا شیر پارسی:: شیر پارسی هم به مانند ببر مازندران بخشی از هویت طبیعی سرزمین ماست.در اکثر نقش برجسته های بنای تاریخی تخت جمشید تصویر شیر ایرانی با شکوه هرچه تمامتر دیده می شود(مثلا در حال شکار گاو). آخرین شیر ایرانی هم در سال 1321 در دزفول دیده شده است.

اما نکته جالب در مورد این شیر این است که نسل آن هنوز منقرض نشده است کرچه تصور می شود در ایران این نوع گربه سان منقرض گشته است اما نسل این شیر درمنطقه ای از کشور هند به نام (گیر) وجود دارد که همان شیرهای پارسی هستند و دولت هند به خوبی از آنها نگهداری می کند و در حال حاضر چیزی در حدود 300 الی 500 عدد شیرپارسی در آنجا وجود دارد که به واسطه مراقبت و نگه داری مناسب جمعیت انها حتی رو به افزایش هم هست. افسوس که شیر ایرانی دیگر در دشت ارژن جایی ندارد و صدای غرش رعد آسای او دیگر شنیده نمی شود

اما با اندکی تحمل و بردباری می توان این حیوان باشکوه را به محل اصلی زیست گاهش بازگرداند.و با حصار کشی اطراف منطقه مورد نظر و خریداری شیر های پارسی سالم از گله های متفاوت در منطقه جنگلی گیر در هند و رها سازی آنها در کنار گروه های تحقیقاتی قوی در مناطق آبا و اجدادی شان دوباره شاهد حضور پر شکوه سلطان جنگل و بیشه زارهای ایران بود و این امر مطمئنا از عوامل تعیین کننده در ورود گردشگران خارجی به زیست گاه های طبیعی کشورمان خواهد بود.


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در دوشنبه 5 آذر1386 ساعت 1:19 قبل از ظهر موضوع ببر مازندران و شیر پارسی | لينک ثابت


"اميد براي يافتن ببر مازندران هيچ گاه از بين نخواهد رفت."

سلامی به سادگی صداقت خدمت شما دوستان همیشه پر لطف و محبت

نکته بسیار مهمی که حایز اهمیت است و دایما فکر مرا مشغول می کند نداشتن امید و انگیزه کافی برای یافتن ببر و شیر ایرانی است.با وجود قطعی شدن انقراض نسل ببر مازندران
و شیر پارسی در داخل کشور و اینکه امید برای دیدن دوباره آنها در ایران به چیزی کمتر از 1درصد کاهش پیدا کرده است هنوز برای یافتن آنها در خارج از کشور (ببر مازندران در باغ وحش های آکسبورگ آلمان و کالیفرنیای آمریکا و شیر پارسی در ایالت گیر هندوستان) می توان امیدوار بود.هيچ چيز غيرممکن نيست به عبارت دیگر تنها غير ممکن غير ممکن است.
ديدن دوباره ببر مازندران در ايران يک آرزوی والاست.آرزويي براي ديدن موهبتي زيبا که خداوند زماني در اختيار ما ايرانيان قرار داده بود.
"اميد براي يافتن ببر مازندران هيچ گاه از بين نخواهد رفت".


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در جمعه 2 آذر1386 ساعت 0:6 قبل از ظهر موضوع | لينک ثابت


جرقه های اتصال

صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد

بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی تو می گویند: تعطیل است کار عشق بازی

عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو اما

خاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد

خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد

عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد

در هوای عاشقان پر می کشد با بی قراری

آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد

ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید

...آن که در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

 

 

 

هنوز هم که هنوز است عاشق ماهم

ولی بدون تو مهتاب را نمی‫خواهم

برای آمدنت گرچه راه کوتاه است

هنوز هم که هنوز است چشم در راهم

سلام... روز قشنگی است... دوستت دارم ...

چقدر عاشق این جمله‫های کوتاهم

هوای بودن یک عمر با تو را دارم

منی که دلخوش دیدارهای گه‫گاهم

برای گفتن یک حرف عاشقانه فقط

اسیر سخت‫ترین زخمهای جانکاهم

بدون تو همهء لحظه‫ها به این فکرند

که تیغ را بگذارند بر گلوگاهم.

 

 

 

رفيق راهي و از نيمه راه مي گويي

وداع با من بي تكيه گاه مي گويي

ميان اين همه آدم، ميان اين همه اسم

هميشه نام مرا اشتباه مي گويي

به اعتبار چه آيينه اي، عزيز دلم

به هركه مي رسي از اشك و آه مي گويي

دلم به نيم نگاهي خوش است، اما تو

به اين ملامت سنگين، نگاه مي گويي؟

 

 

 

سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است

که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است

تمام روز ، اگر بی تفاوتم ؛ اما

شبم قرین شکنجه ، دچار بیداری است

رها کن آنچه شنیدی و دیده ای ، هر چیز

به جز من و تو و عشق من و تو ، تکراری است

مرا ببخش ! بدی کرده ام به تو، گاهی

کمال عشق ، جنون است ودیگرآزاری است

مرا ببخش اگر لحظه هایم آبی نیست

ببخش اگر نفسم ، سرد و زرد و زنگاری است

بهشت من ! به نسیم تبسمی دریاب

جهان- جهنم ما را- ، که غرق بیزاری است

 

 

به من نگاه كن
درست به چشم هايم
مي دانم كه تازه از زير چتر برگشته اي
مي دانم كه وقت نمي كني دلت برايم تنگ شود
ولي من از دلتنگي تمام وقت ها برگشته ام ...

 

 

با همه نسيان تو گويي كز پي آزار من         خاطرم با خاطرات خود تباني مي كند

بي ثمر هر ساله در فكر بهارانم ولي            چون بهاران مي رسد با من خزاني مي كند

مي رسد قرني به پايان و سپهر بايگان        دفتر دوران ما هم بايگاني مي كند

شعر خلاصه اي از غزليات شهريار دلها استاد محمد حسين شهريار مي باشد.

 

 


سلام بر نگاه تو بلند آسماني ام
كه ازحضيض خاكها به اوج مي كشاني ام

من از تبار لحظه هاي تند سير زندگي
تو از تبار ديگري
، بهار جاوداني ام

سراسر وجود من پر است از صداي تو
وجود من فداي تو،
بيا به ميهماني ام

به ذره ذره جان من طلب زبانه مي كشد
ولي در اين حصارها اسير ناتواني ام

رسيده ام به مرگ خود،
دراين غروب واپسين
بيا به چشم من نشين ،
تمام زندگاني ام

شنيده ام كه مي رسي،
نشسته ام به راه تو
سلام بر نگاه تو، بلند آسماني ام

 

 

باور نمی کند، دل من مرگ خویش را
نه، نه من این یقین را باور نمی کنم
تا همدم من است، نفسهای زندگی
من با خیال مرگ دمی سر نمی کنم
آخر چگونه گل، خس و خاشک می شود ؟
آخر چگونه، این همه رویای نو نهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
می پژمرد به جان من و، خاک می شود ؟
در من چه وعده هاست
در من چه هجرهاست
در من چه دستها به دعا مانده روز و شب
اینها چه می شود ؟
آخر چگونه این همه عشاق بی شمار
آواره از دیار
یک روز بی صدا
در کوره راه ها همه خاموش می شوند ؟
باور کنم که دخترکان سفید بخت
بی وصل و نامراد
بالای بامها و کنار دریاچه ها
چشم انتظار یار، سیه پوش می شوند ؟
باور نمی کنم که عشق نهان می شود به گور
بی آنکه سر کشد گل عصیانی اش ز خاک
باور کنم که دل
روزی نمی تپد
نفرین برین دروغ، دروغ هراسناک
پل می کشد به ساحل آینده شعر من
تا رهروان سرخوشی از آن گذر کنند
پیغام من به بوسه لبها و دستها
پرواز می کند
باشد که عاشقان به چنین پیک آشتی
یک ره نظر کنند
در کاوش پیاپی لبها و دستهاست
کاین نقش آدمی
بر لوحه زمان
جاوید می شود
این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بی گمان
سر می زند جایی و خورشید می شود
تا دوست داری ام
تا دوست دارمت
تا اشک ما به گونه هم می چکد ز مهر
تا هست در زمانه یکی، جان دوستدار
کی مرگ می تواند
نام مرا بروبد از یاد روزگار ؟
بسیار گل که از کف من برده است باد
اما من غمین
گلهای یاد کس را پرپر نمی کنم
من مرگ هیچ عزیزی را
باور نمی کنم
می ریزد عاقبت
یک روز برگ من
یک روز چشم من هم در خواب می شود
زین خواب چشم هیچ کسی را گریز نیست
اما درون باغ
همواره عطر باور من، در هوا پر است ...

سیاوش کسرایی

 

 

در اين هستي غم انگيز
وقتي حتي روشن كردن يك چراغ ساده ي
" دوستت دارم"
كام زندگي را تلخ مي كند
وقتي شنيدن دقيقه اي صداي بهشتي ات
زندگي را
تا مرزهاي دوزخ
مي لغزاند
ديگر
نازنين من
چه جاي اندوه
چه جاي اگر
...
چه جاي كاش
...
و من
اين حرف آخر نيست
به ارتفاع ابديت دوستت دارم
حتي اگر به رسم پرهيزکاري هاي صوفيانه
از لذت گفتنش امتناع كنم
...

مصطفي مستور

 

 

چشم انتظار

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست
که تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیست

دگر قمار محبت نمی‌برد دل من
که دست بردی از این بخت بدبیارم نیست

من اختیار نکردم پس از تو یار دگر
به غیر گریه که آن هم به اختیارم نیست

به رهگذار تو چشم‌انتظار خاکم و بس
که جز مزار تو چشمی در انتظارم نیست

تو میرسی به عزیزان سلام من برسان
که من هنوز بدان رهگذر، گذارم نیست

چه عالمی که دلی هست و دلنوازی نه
چه زندگی که غمم است و غمگسارم نیست

به لاله‌های چمن چشم بسته می‌گذرم
که تاب دیدن دلهای داغدارم نیست

شهریار

 

 

خسته ام از آرزوها،آرزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی، بال های استعاری

لحظه های کاغذی را روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانی، زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین، پله های رو به پایین

سقف های سرد و سنگین، آسمان های اجاری

عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی

پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری

رونوشت روزها را روی هم سنجاق کردم:

شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من، صفحه باز حوادث

در ستون تسلیت ها، نامی از ما یادگاری ...

قیصر امین پور

 

 

من زندگی را دوست دارم ،
ولی از زندگی دوباره می ترسم ...
دين را دوست دارم ،
ولی از کشيشها می ترسم ...
قانون را دوست دارم ،
ولی از پاسبانها می ترسم...
عشق را دوست دارم ،
ولی از زنها می ترسم...
کودکان را دوست دارم،
ولی از آيئنه می ترسم ...
سلام را دوست دارم،
ولی از زبانم می ترسم ...
من می ترسم ،
پس هستم ...!
اينچنين ميگذرد روز و روزگار من ...
من روز را دوست دارم ،
ولی از روزگار می ترسم ...!!!

حسين پناهی

 

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته بی‌اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند
در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

شهریارا بی‌جیب خود نمی‌کردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا

شهریار

 

 

انتظار

باز امشب ای ستاره‌ی تابان نیامدی
باز ای سپیده‌ی شب هجران نیامدی

شمعم شکفته بود که خندد به روی تو
افسوس ای شکوفه‌ی خندان نیامدی

زندانی تو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دریچه‌ی زندان نیامدی

با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی

شعر من از زبان تو خوش صید دل کند
افسوس ای غزال غزل‌خوان نیامدی

گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه
نامهربان من تو که مهمان نیامدی

خوان شکر به خون جگر دست می‌دهد
مهمان من چرا به سر خوان نیامدی

نشناختی فغان دل رهگذر که دوش
ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی

گیتی متاع چون منش آید گران به دست
اما تو هم به دست من ارزان نیامدی

صبرم ندیده‌ای که چه زورق شکسته ایست
ای تخته‌ام سپرده به طوفان نیامدی

در طبع شهریار خزان شد بهار عشق
زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی

شهریار

 

 

عاقبت خاموشي مطلق به فريادم رسيد ...

آن چه از هجران تو بر جان ناشادم رسيد
از گناه اولين بر حضرت آدم رسيد
گوشه‌گيري كردم از آوازهاي رنگرنگ
زخمه‌ها بر ساز دل از دست بي‌دادم رسيد
قصه شيرين عشقم رفت از خاطر ولي
كوهي از اندوه و ناكامي به فرهادم رسيد
مثل شمعي محتضر آماج تاريكي شدم
تير آخر بر جگر از چلة بادم رسيد
شب خرابم كرد اما چشم‌هاي روشنت
بارديگر هم به داد ظلمت‌آبادم رسيد
سرخوشم با اين همه زيرا كه ميراث جنون
نسل اندر نسل از آباء و اجدادم رسيد
هيچ كس داد من از فرياد جان‌فرسا نداد
عاقبت خاموشي مطلق به فريادم رسيد

سيد حسن حسيني


نوشته شده توسط محمد وحید فرازمند در شنبه 17 شهریور1386 ساعت 9:55 بعد از ظهر موضوع جرقه های اتصال | لينک ثابت


کد قالب حیوانات